فصل عشق

سلام

 

این دفعه خاطرات 20روز گذشته رو میگم و از هفته بعد هفته به هفته مینویسم:

 

 

 

روز اول مدرسه که بعد از یک سال دوستامو دیدم.سخنرانى اولیه مدیر مدرسه که به جاى خیر مقدم و خوشامد گویی تهدیدمان کرد.

 

روزهای دوم سوم مدرسه بود که فهمیدم یکى از دوستام عروسی کرده وقتی آتلبوم عروسیشو دیدم خشکم زد.

 

همون روز زنگ بعدش متوجه شدم که یکى از بچه هاى کلاس رابطه نامشروع داره منم کلاسم رو عوض کردم شکر خدا تو کلاسی که الان هستم همه بچه درسخونیول هستند

 

روزاى سوم چهارم بود که معلم تاریخ اومد سر کلاسمون و چون من خیلی کتاب هاى تاریخی میخونم حسابی تونستم نظرشو به خودم جلب کنم جورى که بعداز 10 دقیقه اومدن سر کلاس اسمم رو بلد بود.

بعدشم که معلم جغرافیا اومد و درسای پارسال رو مرور کرد که بچه هاى کلاسمون حتى تعریف جلگه رو بلد نبودن و من تعریف کردم از اون روز تا حالا نمیدونم چرا هر وقت جغرافیا داریم ازم میپرسه جلگه چیست؟(قیافه م شبیه جلگه شده ازبس تعریفش کردم)

 

چند روز پیش هم که برامون معلم پرورشى اومد و همش راجع به مسائل مربوط به ازدواج و اینکه ملاکمون برای انتخاب همسر چی باشه حرف زدسبز

و اونجا بود که متوجه شدم تو این کلاس هم دو نفر ازدواج کرده اند اما حداقلش بچه مثبتن

 

از اول مدرسه تا حالا سه بار جغرافی پرسیده که به ترتیب:5/3 از 4 ، 25/4 از 5 و 4 از 5 گرفتم(اونى رو که 25/4 شدم معلم اول بهم نمره داده بود که ناگهان یکی از بهترین دوستام یهو گفت که : اه خانوم اشتباه جواب داد که و معلم هم نمره رو کم کرد)

یه بارم تاریخ پرسید که با اشتباه جواب دادن به سوال:ایلام باستان در چه استان هایی واقع شده بود؟ 19 شدم.

 

یه روز هم اون زمانی که هنوز اون کلاس منفیه بودم پای صحبت یکى از اونا نشستم آخه میگفتن عشق بدرد نمیخوره ، باید یه تعریف دیگه واسه عشقاى امروزی نوشت و از این جور حرفامنم بهش گفتم باشه داستان عشقت رو برام تعریف کن

اما چیزایی شنیدم که واقعا از گفتن و نوشتنش معذورم چون خانواده ام به وب سر میزنن

اون روز خیلی حالم بد بود اما یه چیز رو فهمیدم اینکه عشق هیچ تغییری نکرده این ما هستیم که اونو گم کردیم و چیزای دیگه ای رو عشق خطاب میکنیم.

 

 

 

پ.ن1: میدونم این پستم رو خیلی بد نوشتم آخه یه خرده روزا زیاد بودن و من یادداشتشون نکرده بودم اما از این هفته به بعد روز به روز مینویسم یعنى 5 شنبه یا جمعه میام اپ میکنم و به ترتیب روزاى هفته مطالب رو مینویسم با ریز ترین نکاتی که اتفاق افتادنچشمک

 

پ.ن2: راستى تا یادم نرفته بگم که باز دوباره نپرسید: من سال دوم دبیرستانم و رشته انسانى

برخلاف همه انسانى ها من به خاطر معدلم این رشته رو انتخاب نکردم بلکه به خاطر علاقه به درسهای: ادبیات،تاریخ و فلسفه

و همچنین علاقه به شغلهای سردبیرى و گویندگى رادیو ، بازیگر تئاتر، دبیر ادبیات و.....

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ۳:٤٠ ‎ق.ظ توسط پگاه نظرات ()

Design By : Pars Skin